شیب عرضی یکنواخت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cشیب عرضی بام
تقاطع، گذرگاه، محل عبور، محل گذر، گذر، عبور، گذار، گذشتن
تقاطع کج، تقاطع غیرعمود [اصطلاح آمریکایی]
دسترسیهای محل عبور عابر پیاده، ورودیهای گذرگاه عابر پیاده
تقاطع همسطح
محل عبور چهارپایان
محل عبور دوچرخه و موتورسیکلت، محل عبور وسیله نقلیه دوچرخ
گذرگاه مورب (قطری) [اصطلاح آمریکایی]
گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)
تقاطع غیرهمسطح
تقاطع همسطح با راهآهن
تقاطع همسطح با راهآهن
تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
محل عبور عابر پیاده (از عرض معبر)، گذرگاه عابر پیاده
گذرگاه عابر پیاده کنترلشده با چراغ راهنمایی