روز وسط هفته، روز کاری، روز غیر تعطیل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمیانگین روزهای کاری، میانگین روزهای غیر تعطیل
متوسط ترافیک روزهای کاری (روزهای غیر تعطیل) در سال
آخر هفته، روزهای آخر هفته، تعطیلات آخر هفته (تعطیلات) آخر هفته را گذراندن
سفر کوتاه آخر هفته
متوسط ترافیک روزهای (تعطیل) آخر هفته در سال
سفرهای آخر هفته
هفتگی، هر هفته، هفته به هفته، هفتهنامه
متوسط جریان هفتگی در سال
تغییر هفتگی
سوراخ زهکشی، آبروی دیوار
وزن کردن، کشیدن، توزین کردن، سنجیدن، ارزیابی کردن، بررسی کردن، اهمیت داشتن، مؤثر بودن
توزین در حال حرکت
ابزار توزین در حال حرکت
قپان، باسکول (برای وسایل نقلیه)
ابزار وزن کردن، وسیله توزین، دستگاه وزن کردن