جوش عرضی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاتصال جوشی (سازه)
مفصل جوشی (جوشکاری شده)، درز جوشکاری شده، درز جوشی
درز جوشی (جوش داده شده)
خرپای جوشی
شبکه سیمی جوش شده
جوشکاری
جوشکاری برقی، جوش برق
جوشکاری عرضی
بدون جوش
چاه، چاله، خوب، خوش، سالم، سلامت، مطلوب، مناسب، درست، بادقت، کاملاً، حسابی
اساس سنگدانه با دانهبندی مطلوب
مصالح سنگی خوب دانهبندی شده (دانهبندی منظم اصلاح شده با کلرورکلسیم)
چاه آبکش، چاه جذبی
غرب، مغرب، باختر (مربوط به) غرب، غربی، به غرب، به طرف غرب
رو به غرب، به سوی غرب، به طرف غرب، عازم غرب، غربی