وسیله نقلیه عازم غرب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلخیس، مرطوب، تر، نمناک، بارانی، هوای بارانی، باران، نم، رطوبت، خیس کردن، تر کردن، نم زدن
مصالح مخلوط شده به صورت مرطوب، مصالح مخلوط پر آب
مخلوط ماکادام مرطوب، مخلوط ماکادام آبی
روسازی مرطوب
فصل پرباران، فصل مرطوب
خاک مرطوب
آب و هوای مرطوب
مرداب، باتلاق، زمینهای باتلاقی، نواحی مردابی
مساحت تر شده ]لوله[
مقطع عرضی تر شده ]لوله[
محیط تر شده ]لوله[
اضافه کردن آب، مرطوب کردن، خیس کردن ]مصالح[
عامل مرطوبکننده، افزودنی مرطوبکننده، ماده خیس کننده
چرخ، فرمان، رل، سکان، هل دادن، کشیدن، بردن، پهن کردن، چرخیدن، چرخ زدن
چرخ دوتایی، چرخ دوبل