شستشو با الکل سفید
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلکامل، تمام، همه، سالم
عدد صحیح
عمدهفروشی، بطور عمده، یکجا، بطور کلی، در مقیاس گسترده، وسیع، گسترده، فراگیر، عمده فروختن، عمده فروشی کردن
مرکز عمدهفروشی
تجارت عمدهفروشی، تجارت کلان
پهن، عریض، گشاد، وسیع، گسترده، جامع، متنوع، گوناگون، عمیق، زیاد، شدید
عدسی باز، عدسی با زاویه باز
لاستیک تکی پهن
لاستیک پهن
بار عریض ]حملونقل[
تعریض کردن، پهن کردن، عریضتر کردن، گشاد کردن، وسعت بخشیدن، شدت بخشیدن، بیشتر کردن، تعریض شدن، پهن شدن، عریضتر شدن، بیشتر شدن، شدت یافتن
تعریض
تعریض راه
پهنا، عرض، وسعت، گستره، دامنه
عرض سوارهرو، پهنای سوارهرو