بارباد، نیروی باد (سازه)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلنقشه (وزش) باد
مقاومت در برابر باد
بادنما
تونل باد
حصار بادشکن
پنجره، نورگیر، شیشه (اتومبیل)، ویترین
شیشه عقب، شیشه پشت
شیشه عقب ]اتومبیل[
جایگاه فروش بلیط، گیشه (باجه) بلیط فروشی
ریسه، توده، ردیف، به صورت ردیف انباشتن
توده انباشته شده برف، تل برف
شیشه جلو (وسیله نقلیه)
شکسته شدن شیشه جلو (وسیله نقلیه)
شیشهشور (وسیله نقلیه)
برفپاککن