تیغه برفپاککن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشیشه جلو [اصطلاح آمریکایی]
برفپاککن
بال، جناح (ساختمان)، گلگیر (اتومبیل)
گلگیر خودرو
آینه بغل اتومبیل، آینه گوشه اتومبیل (کنار گلگیر)
دیوار جانبی، دیوار جناحی (پل)
چشمک زدن، سو سو زدن، روشن و خاموش شدن، چراغ زدن، راهنما زدن (اتومبیل)
چراغ راهنما (در بریتانیا)
زمستان، فصل زمستان، زمستانی، زمستان را به سر بردن، زمستان را گذراندن
زمستان استثنایی
زمستان سخت، زمستان شدید
سختی زمستان، سردی زمستان
نگهداری زمستانی
قابلیت کاربرد در زمستان
قابلیت سرویس دهی زمستانی