هنگام زمستان، زمستان
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلنظافت، تمیزکاری، پاک کردن، تمیز کردن، دستمال کشیدن
برفپاککن
سیم، مفتول، توری، توری سیمی، تلگراف، تلگرام، با سیم بستن، با مفتول بستن، سیمکشی کردن، به برق وصل کردن، تلگراف زدن
کابل، طناب سیمی
سیم رسانا، مفتول هادی
سیم اتصال به زمین
سیم برق
مفتول با مقاومت کششی بالا، سیم (کابل) با مقاومت کششی بالا
سیم برقدار، سیم زنده
سیم خنثی، سیم بدون بار
سیم پیزوسرامیک
سیم پیزوپلیمر
سیم پیزوالکتریک
سیم فولادی، مفتول فولادی
سیم آرماتوربندی