گذرگاه عابر پیاده [اصطلاح آمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cباد مخالف، باد عمود (بر ساختمان)
تاج (سد)، مهره تاق، کلید تاق (معماری)، رأس، اوج، بالا، نوک، وسط (جاده)
خام، ناخالص، تصفیه نشده، ناقص، ناتمام
سفر تفریحی در دریا، گردش دریایی، گشتزنی (ماشین پلیس)، گشتن، گشت زدن (با کشتی)، با سرعت بهینه حرکت کردن (اتومبیل)، در ارتفاع مناسب پرواز کردن، گشت زدن (ماشین پلیس)
فشار، ازدحام، شلوغی،خرد کردن، کوبیدن، فشردن، له کردن
خرد شده، شکسته
سنگدانه شکسته
شن شکسته
مصالح شکسته
سنگ شکسته
روباره (سرباره) شکسته
سنگ شکسته
اساس با سنگ شکسته
سنگشکن
سنگدانه شکسته درهم