باند فرود (فرودگاه)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sنواره (باند) حاشیهای، خطکشی حاشیهای [در امتداد سوارهرو]
نوار خطکشی، نواره خطکشی
سکوی میانی، میانه (راه)
نوراه پیشساخته [خطکشی]
نواره برجسته
باریکه رویه شده
باند پرواز (فرودگاه)
باند آزمایش، نوار آزمایش
نور رشتهای، روشنایی نواری
توضیح تکمیلی
(چراغهایی که به جای حباب از لوله برای روشنایی استفاده میکنند.)
نوار، نواره، روبان، خط، راه، راه راه (نقش)
نواره اریب، راه راه مورب
نواره موازی، راه راه موازی
عریانساز، ماده پاککننده پوشش
عریانشدگی، جداشدگی قیر از سطح سنگدانه به علت کمبود چسبندگی [مصالح]
عریانشدگی [روسازی موجود]