دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۰۰۴ مدخل · حرف E
پاک کردن فیلترها ×

سوار کشتی/ هواپیما کردن (مسافر)، بار کشتی / هواپیما کردن (کالا)، بار زدن، با کشتی/ هواپیما بردن (کالا)، سوار کشتی/ هواپیما شدن (مسافر)، بار کشتی/ هواپیما شدن (کالا) با کشتی/ هواپیما رفتن، مسافرگیری کردن، بارگیری کردن

مسافرگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، بارگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، سوار کردن، سوار شدن