نشان، علامت، اثر، گواه، دلیل، اشاره، دلالت، خبر، اطلاع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iتابلوهای راهنمایی، تابلوهای اطلاعرسانی
درجه، عقربه (سرعت، فشار و ...)، راهنما (مشخص)، چراغ راهنما (در بریتانیا، اتومبیل)، تابلوی راهنما (راهآهن)، نشانه، علامت، شاخص، معرف
شاخص سایش ترمز
شاخص ظرفیت، معرف ظرفیت
شاخص وضعیت
شاخص مصرف
جهتنما
چراغ راهنما [وسیله نقلیه]
نشانگر نوری
شاخص ایمنی
سرعتسنج، سرعتنما
شاخص انتظار
میله راهنما، میله نشانگر
غیرمستقیم، غیر صریح، جنبی، فرعی، ثانوی، ضمنی
سود غیر مستقیم