زبان برنامهنویسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lزبان شبیهسازی
فانوس، چراغ خیابانی، چراغ باغی (روشنایی)، چراغ دریایی (سازه آبی)، برجک نورگیر، کلاهک نورگیر (معماری)
چراغی که نور آن قابل تنظیم است
چراغ معمولی، فانوس معمولی
چراغ توکار
چراغ ایستاده (عمودی)
نصب چراغ
آرایش (طرز قرارگیری) چراغها
کمربند شکمی و مورب
توضیح تکمیلی
(کمربند دارای سه نقطه درگیرشونده که بر روی شکم و سینه بسته میشود، مانند کمربند صندلی اتومبیل)
کمربند شکمی
توضیح تکمیلی
(کمربند دارای دو نقطه درگیرشونده که بر روی شکم بسته میشود، مانند کمربند صندلی هواپیما)
رایانه کوچک قابل حمل
بزرگ، درشت، گنده، پرجمعیت (خانواده)، زیاد، کلان، هنگفت، سنگین (خسارت)، وسیع، پهناور، گسترده، نامحدود، فراگیر
نقشه بزرگ مقیاس
آزمایش در مقیاس بزرگ، آزمایش بزرگ مقیاس
تابلوی بزرگ، علامت بزرگ