دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۳۰۰ مدخل · حرف M
پاک کردن فیلترها ×

حاشیه، لبه، کناره، کنار، سرحد، مرز، سود ناخالص، مابه‌التفاوت (بازرگانی)

(مربوط به) حاشیه، حاشیه‌ای، کناری، میان مرزی، بینابینی، کم‌اهمیت، اندک، جزیی، فرعی، جانبی، نهایی (اقتصاد)

هزینه نهایی

توضیح تکمیلی

(میزان تغییر در هزینه نهایی هنگامی که کمیت تولید به اندازه یک واحد افزایش می‌‌یابد.)

علامت، نشان، نشانه، اثر، نمره، استاندارد، معیار، خط شروع، خط آغاز، علامت گذاشتن، نشانه گذاشتن، علامت‌گذاری کردن، با علامت مشخص کردن، اثر گذاشتن، برچسب زدن، نمره دادن، ثبت کردن)