درخت افرا
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mنقشهکشی، تهیه نقشه
نقشهبرداری دیجیتال (رقومی)
اطلاعات نقشهنگاری
حاشیه، لبه، کناره، کنار، سرحد، مرز، سود ناخالص، مابهالتفاوت (بازرگانی)
(مربوط به) حاشیه، حاشیهای، کناری، میان مرزی، بینابینی، کماهمیت، اندک، جزیی، فرعی، جانبی، نهایی (اقتصاد)
هزینه نهایی
توضیح تکمیلی
(میزان تغییر در هزینه نهایی هنگامی که کمیت تولید به اندازه یک واحد افزایش مییابد.)
مصالح حاشیهای
نواره (باند) حاشیهای، خطکشی حاشیهای [در امتداد سوارهرو]
آبوهوای دریایی، اقلیم اقیانوسی
علامت، نشان، نشانه، اثر، نمره، استاندارد، معیار، خط شروع، خط آغاز، علامت گذاشتن، نشانه گذاشتن، علامتگذاری کردن، با علامت مشخص کردن، اثر گذاشتن، برچسب زدن، نمره دادن، ثبت کردن)
مهر تأیید، مهر تصدیق
نقطه مبنا، نشانه مبنا، نشان، نشانه، ملاک، معیار، محک
اثر (رد) ترمزگیری، خط ترمز
خطکشی (علامت) روی جاده (سوارهرو)
نشانه شناسایی، علامت شناسایی