مشتری، خریدار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cمشتریان ساعتی [پارکینگ]
مشتریان ثابت، مشتریان همیشگی
مشتریان فصلی [پارکینگ]
گمرک، ایست بازرسی، حقوق گمرکی، اداره گمرک
اظهارنامه گمرکی
حقوق گمرکی، عوارض گمرکی
مأمور گمرک
پست گمرکی، ایستگاه گمرکی
اتحادیه گمرکی، توافقنامه گمرکی
خاکبرداری، برش، خاک کنده شده، حفر کردن (تونل)، قطع کردن، بریدن، خاموش کردن
قیر محلول، قیر مایع
قیر محلول کندگیر
قیر محلول زودگیر، قیر زودگیر
قطع جریان برق
قطع برق، قطع جریان