دستگاه برش برف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cهرس کردن پرچین
بریده جراید
جاده در خاکبرداری (برش)
برش، خاکبرداری (جاده، کانال)
برش [سنگ]
محل خاکبرداری
شیب خاکبرداری
آبشکن پایین دست، آببُر پایین دست
آبشکن بالا دست، آببُر بالا دست
چرخه، دوره، دوچرخه، موتورسیکلت، دور زدن، چرخیدن، دوچرخهسواری کردن، موتورسواری کردن
سیکل موتور، چرخه موتور
چرخه ثابت، سیکل ثابت
چرخه چراغ راهنمایی در تقاطع، سیکل چراغ راهنمایی تقاطع
چرخه چراغهای راهنمایی
توضیح تکمیلی
(روشن شدن یک دوره کامل و متوالی چراغهای راهنمایی)
دوچرخه پدالی (رکابدار)