پیشنهاد مطالعه، پیشنهاد بررسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sسفر تحقیقی، سفر مطالعاتی
کنده، بن، بیخ، ته، تهمانده، قسمت باقیمانده
کنده درخت
ریشهکنی
طرز، شیوه، سبک، مدل، نحوه، سبک خاص، مد، طرح، شکل، عنوان، لقب، درست کردن، طراحی کردن، مدل دادن، خواندن، نامیدن
استایرن
زیراساس (روسازی)
مدار فرعی
کمیته فرعی
کمیته فرعی شورا
قرارداد فرعی، قرارداد دست دوم، پیمانکاری دست دوم، کنترات دست دوم دادن، اجرای قرارداد را کنترات دادن
پیمانکاری فرعی، پیمانکاری دست دوم، مقاطعهکاری فرعی
پیمانکار فرعی، پیمانکار دست دوم، مقاطعهکار فرعی
توزیعکننده فرعی
تقسیم (به اجزای کوچکتر)، قسمت فرعی، زیربخش