فاضلابروی فرعی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sبستر روسازی (راهسازی)، بستر پی (پیسازی)
بستر اصلاحشده
زهکشی بستر
ضریب واکنش بستر
گروه فرعی، زیر گروه
موضوع، سوژه، مبحث، درس، تبعه، شهروند، تحت سلطه، تحت کنترل، تابع خود ساختن، مطیع کردن، تحت کنترل خود درآوردن
موضوع کلی
موضوع فنی، مطلب فنی
موضوع قرارداد
قیمت در معرض تعدیل، قیمت قابل تعدیل، قیمت تعدیلپذیر
ذهنی، درونی، ذهنگرایانه، درونگرایانه، نظری
ریسک نظری (ذهنی)
آبنما
توضیح تکمیلی
(در بخشی از راه که بنا به دلایل فنی با اقتصادی امکان عبور دادن آبهای جاری از زیر راه وجود ندارد، راه به گونهای ساخته میشود که آبهای سطحی از روی جاده عبور کنند.)
شبکه فرعی
برنامه فرعی