آبونه، مشترک (مجله، روزنامه)، اعانهدهنده، کمکدهنده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sحق اشتراک، آبونمان، حق عضویت، کمک، کمک مالی، اعانه، امضای زیرنویس
زیرمجموعه
فروکش کردن، فرو نشستن، پایین رفتن (آب)، نشست کردن (خاک، زمین)، آرام شدن، متوقف شدن (طوفان)
فرونشست (زمین)، فروکش، فرونشینی، آرامش، توقف (طوفان)، فروکش کردن
فرورفتگی لبه، نشست لبه
نشست دریچه بازدید
نشست روسازی
فرعی، جنبی، تابع، وابسته، مؤسسه، تابع، واحد تابعه، شرکت وابسته
خط عبوری فرعی (جنبی)
فروکش کردن آب، پایین رفتن سطح آب
کمک مالی کردن، اعانه دادن، یارانه دادن، سوبسید دادن
تشکیلات برخوردار از حمایت مالی (یارانه)
اداره (سازمان) برخوردار از حمایت مالی (یارانه)
کمک مالی، اعانه، یارانه، سوبسید
یارانه ساختوساز