زیرسازه راه، شالوده راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sآب زیرسطحی، آب زیرزمینی
کم کردن، کسر کردن، تفریق کردن
تفریق، کسر، منها
حاشیه (شهر)، حومه
حومه خوابگاهی
توضیح تکمیلی
(شهرک حومهای که ساکنان آن برای کار روزانه به شهر مجاور سفر میکنند.)
حاشیهای، حومهای، (مربوط به) حومه شهر، (مربوط به) حاشیه شهر، واقع در حومه شهر
منطقه حومه شهر
آزادراه حومه شهر
خدمات راهآهن حومهای
حومهنشین، ساکن حومه، حاشیهنشین، اهل ولایت
زیرگذر، راهروی زیرزمینی (برای عبور عابر پیاده)، مترو (در آمریکا)
مسیر مترو، مسیر راهآهن شهری
ایستگاه مترو، ایستگاه راهآهن شهری
پایانه مترو، پایانه راهآهن شهری
مترو، راهآهن شهری