سبد، زنبیل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bقوس دسته زنبیلی
مته سبدی
لوله رسوب گیر
استوانهی مغزه گیری سبدی
سنگ متراکم
آبخوره (سیمان، گچ، بتن)، پیمانه، دسته، گروه
بتنساز منقطع، بتنساز پیمانهای
کارخانه اختلاط بتن
پردازش گروهی (کامپیوتر)
عملیات مرحله ای
تعیین درصد اجزای بتن، پیمانه کردن
روغن ریسمان
موشک جداسازی
مجرابند جداسازی
پلاژ تفریحی