علامت کیلومترنما
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mاثر بهجا مانده از لغزش، علامت سُرخوردن، خط ترمز
ابعاد خطکشیها و فاصله بین آنها
پیکان (فلش) خطکشی شده (روی سطح راه)
سکوی علامتگذاری شده (یا علایم افقی)
خط عبوری علامتگذاری شده (با علایم افقی)
نشانه، علامت، شاخص، میل، سنگچین، دستگاه خطکشی، دستگاه علامتگذاری، علامتگذار، شمارشگر
علامت نشاندهنده پیچ
پایه تقلیل فاصله
توضیح تکمیلی
(پایه تقلیل فاصله به فواصل 100 متری تا یک خروجی از آزادراه یا راه شریانی یا تقاطع راه و راهآهن)
علامت مسافتنما
علامت تقاطع
علامت نشاندهنده تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
علامت برجسته روی روسازی (مثل گل یخ) [اصطلاح آمریکایی]
میله برفنما
علامت راهنما، میله راهنما، میله نشانه (راهسازی)
میله مسیرنمای انعطافپذیر