اقدام به منظور کاهش سروصدا، تدبیر برای کاهش سروصدا
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nانعکاس پارازیت، بازتاب سروصدا
ضوابط سروصدا، مقررات مربوط به سروصدا
منبع سروصدا
منبع ثابت سروصدا
دامنه سروصدا، طیف سروصدا
انتشار سروصدا
تغییر سروصدا، نوسان صوتی
دیوار صداگیر، جدار صداگیر [اصطلاح آمریکایی]
بی سروصدا، خاموش، آهسته
سروصدا، سروصدای زیاد، هیاهو، همهمه، شلوغی
پر سروصدا، شلوغ، پرهیاهو
سیستم نامگذاری، نامگذاری، نامها، اسامی
اسمی، صوری، ظاهری، جزیی، اندک
ارتفاع اسمی، ارتفاع ظاهری [ستون]
نرخ اسمی
توضیح تکمیلی
نرخی که محاسبه بهره به صورت دوره ای در آن تکرار نشود. مثال : اگر نرخ بهره ماهانه برابر با 1 درصد و محاسبه بهره پول به صورت ماهانه باشد ، نرخ اسمی سالانه برابر با (12 درصد = 12*1) خواهد بود.