ولتاژ بهرهبرداری، ولتاژ عملکردی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oبهرهبرداری، طرز کار، طرز عمل، کار، عمل، عملکرد، کارکرد، تأثیر، اثر، اداره، گرداندن، گردش (امور)، فعالیت، عملیات، عمل جراحی
عملیات متناوب، بهرهبرداری متناوب
بهرهبرداری خودکار، عملیات خودکار
عملیات با چرخه ثابت
توضیح تکمیلی
(عملیاتی که در یک تعداد معین چرخههای اجرایی با زمان ثابت به پایان میرسد.)
عملیات با زمان ثابت
کارکرد سرمایهگذاری، عملیات سرمایهگذاری
عملکرد تقاطع
کارکرد شبکهای، بهرهبرداری از شبکه
کارکرد یکسویه
عملیات راهنما، بهرهبرداری آزمایشی
عملیات آرامسازی
عملکرد راه، بهرهبرداری از راه
عملکرد ایمنی
بهرهبرداری مرحلهای، عملکرد مرحلهای
عملیات آماده انجام، عملیات اضطراری