پرتو، اشعه، شعاع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rاشعه تابشی، شعاع تابش
اشعه ایکس، پرتوی ایکس
دامنه دسترسی، میدان دسترسی، دسترس، دسترسی، راستا (رودخانه)، رسیدن، دست یافتن، نایل شدن، (نتیجه) گرفتن، تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن، دسترسی پیدا کردن، امتداد داشتن
دسترسی مستقیم
عکسالعمل نشان دادن، واکنش نشان دادن، حساس بودن، حساسیت نشان دادن
واکنش، عکسالعمل، عمل متقابل، تأثیر، انعکاس، حساسیت
واکنش قلیا ـ سنگدانه
واکنش قلیا ـ سیلیس
واکنش شیمیایی
ضریب واکنش بستر
فاصله عکسالعمل، مسافت واکنش
زمان واکنش، زمان عکسالعمل
خواندن، قرائت کردن، تشخیص دادن، شناختن، تفسیر کردن، تعبیر کردن، فهمیدن، دریافتن
بتنآماده، بتن کارخانهای
حافظه فقط خواندنی