موفق، کامیاب، موفقیتآمیز، ثمربخش، مفید
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sبرنده مزایده، برنده مناقصه [پیمانکار]
برنده مزایده، برنده مناقصه
متوالی، پیاپی، پیدرپی، پشت سر هم
تضاد پیدرپی، اختلاف متوالی
طرّههای متوالی، بیرونزدگیهای متوالی، پیشآمدگیهای متوالی
پاککننده آبگذر، پاککننده آبراهه (مکنده)
پاکسازی آبراهه، تمیز کردن راهآب
مکش، بادکش، مکشی، مکنده
تلمبه مکشی
ماشین جاروب مکنده
ناگهانی، عجولانه، غیر منتظره، غیر مترقبه، فوری
تغییر ناگهانی سطح
افت ناگهانی
رگبار ناگهانی
اقامه دعوی کردن، شکایت کردن، دادخواست کردن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن