معامله با قیمت توافقشده (قیمت مقطوع)، قرارداد مقطوع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sخلاصه، چکیده، فشرده، ملخص
تابستان، تابستانی، (مربوط به) تابستان
تعطیلات تابستانی
تفریحگاه تابستانی، استراحتگاه تابستانی
هنگام تابستان، تابستان
قله، نوک، اوج، سر
قوس محدب، قوس گنبدی
قوس اتصال برآمده (محدب، گنبدی)
احضار، احضاریه، برگ احضار، خواستبرگ، دستور، فرمان، احضار کردن، به دادگاه فراخواندن، احضاریه فرستادن
چاهک، حوضچه (فاضلاب)
خورشید، آفتاب
در معرض آفتاب
آزمایش آفتابدیدگی
پشت پنجرهای
توضیح تکمیلی
(سایبان کرکرهای که روی پنجره نصب میشود.)
راه مغروق، راه فرورفته (فرونشسته)