نور خورشید، آفتاب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sغروب آفتاب، مغرب، هنگام غروب خورشید
نور آفتاب، نور خورشید، آفتاب، گرمای آفتاب
مدت زمان تابش آفتاب
لاستیک تکی پهن
بارش به صورت مایع در دمای پایینتر از نقطه انجماد
دوِر قوس، بربلندی پیچ
نقطه تغییر شیب عرضی (دوِر، بربلندی)
میزان بربلندی [پیچ]
کانتینر با گنجایش بسیار زیاد، ابرکانتینر
راه عریض اغلب دارای شش خط عبوری یا بیشتر برای ترافیک سریعالسیر [اصطلاح آمریکایی]
سَربار، بار زنده (سازه)
سرپرست، مسؤول، رییس، مدیر، سربازرس
فروشگاه بزرگ، سوپرمارکت
بتن فوق روان، بتن با قالبپذیری بالا
روانساز، فوق روانکننده [بتن]