منطقه کوهستانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hمهمترین قسمت، بهترین بخش، نکته برجسته، رویداد مهم، تأکید کردن، برجسته کردن، عمده کردن، با ماژیک مشخص کردن
راه، جاده، شاهراه، بزرگراه
راه فرعی، راه کمربندی [اصطلاح آمریکایی]
راه با سوارهروهای جدا از هم، راه دارای مسیر رفتوبرگشت مجزا
راه عمومی، جاده عمومی
راه تفکیک نشده، راه با مسیر رفتوبرگشت جدا نشده [اصطلاح آمریکایی]
قانون راه، قانون بزرگراه
مسیر راه
اداره راه
اداره راه محلی
ظرفیت راه
راهنمای تعیین ظرفیت راه
طبقهبندی راه
آییننامه راه
طرح راه، طراحی راه