زمان بهرهبرداری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oعملکرد ترافیک، کارکرد ترافیک
عملکرد دوسویه، کارکرد دوسویه
کارکرد وسیله نقلیه
عملکرد ماشین [مکانیسم]
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
مهندس بهرهبردار
عملکردی، عملیاتی، (مربوط به) عملیات، آماده استفاده، آماده بهرهبرداری، آماده عملیات
تأخیر عملکردی
توضیح تکمیلی
(تأخیری است که از تداخل بین اجزای متشکل ترافیک ناشی میگردد.)
روش عملکردی
تحقیق عملیاتی
ایمنی کاربردی، ایمنی عملکردی
اپراتور، متصدی، مأمور، مسؤول، مدیر، گرداننده، صاحب
اپراتور اتوبوس، راننده اتوبوس
اپراتور حملونقل عمومی
اپراتور حملونقل جادهای