قرائتکننده، اهل مطالعه، خواننده، نمونهخوان، مصحح
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rنشانهخوان، قرائتکننده برچسب (علامت)
کارتخوان
قرائتکننده نوری
خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونهخوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش
ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)
تئودلیت با قرائت نوری
زمان خواند، زمان قرائت
احیای جنگلها، جنگلکاری مجدد
بلادرنگ، بیدرنگ، بیوقفه، بههنگام
کنترل بلادرنگ، کنترل بههنگام
تردد زمان واقعی، ترافیک در زمان واقعی
کنترل بلادرنگ عبورومرور، کنترل به هنگام ترافیک
واقعی، موجود، حقیقی، اصل، طبیعی
املاک غیر منقول، دارایی غیر منقول، متسغلات
بنگاهدار، دلال معاملات ملکی