ناحیه شهری، منطقه شهری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uعبور و مرور شهری، ترافیک شهری
کنترل ترافیک شهری
حملونقل شهری، ترابری شهری
طرح حملونقل شهری
برنامهریزی حملونقل شهری
شهرنشینی، زندگی شهری، شهرگرایی
تبدیل به شهر شدن، شهر شدن، شهرنشینی
توسعه شهری افراطی (بیش از اندازه)
توسعه شهری برنامهریزی نشده
شهری کردن، تبدیل به شهر کردن، به صورت شهر درآوردن
شهری، شهرنشین
منطقه شهرنشین شده، منطقه شهری شده
آزمایش ادرار
قابل استفاده، به کار بردنی، قابل مصرف
عرض (پهنای) مفید، عرض قابل استفاده