متوسط جریان هفتگی در سال
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wتغییر هفتگی
سوراخ زهکشی، آبروی دیوار
وزن کردن، کشیدن، توزین کردن، سنجیدن، ارزیابی کردن، بررسی کردن، اهمیت داشتن، مؤثر بودن
توزین در حال حرکت
ابزار توزین در حال حرکت
قپان، باسکول (برای وسایل نقلیه)
ابزار وزن کردن، وسیله توزین، دستگاه وزن کردن
ابزار توزین محور، وسیله وزن کردن محور
دستگاه توزین دینامیکی
دستگاه توزین وسایل نقلیه در حال حرکت
توزین، وزن کردن، کشیدن
توزین خودکار وسایل نقلیه، وزن کردن وسایل نقلیه به صورت اتوماتیک
توزین به صورت ایستا، وزن کردن در حال توقف (وسیله نقلیه)
دستگاه توزین، ترازو
ایستگاه توزین