تحمل کردن، تاب آوردن، تداوم بخشیدن، ادامه دادن، دنبال کردن، صحه گذاشتن، تأیید کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sپایدار، ادامهپذیر، قابل دوام، قابل ادامه
توسعه پایدار
مداوم، باثبات، پیگیر، مستمر، بیوقفه، پایدار
شیب یکنواخت، شیب ثابت
سرعت یکنواخت در شیب سربالایی
باتلاق، زمین باتلاقی، لجنزار
کانتینر استاندارد حمل بار برای راه و ریل [حملونقل]
حرکت جانبی (سازه)، تکان، نوسان، تکان خوردن، تاب خوردن، نوسان کردن، جنبیدن
عرق، عرقریزی، عرق کردن، عرق ریختن
جارو، جاروکشی، نظافت، رفتوروب، خط، انحنا (ساحل، جاده، رود)، دامنه، حوزه، گسترده، حیطه، گشت، گردش، جارو کردن، تمیز کردن، جمع کردن (آشغال)
ماشین جاروب، وسیله جارو کردن، جاروکش، رفتگر
ماشین رفتوروب پیادهرو
ماشین رفتوروب راه
ماشین جاروب مکنده
حرکت جاروبدار، حرکت قوسدار، جاروزنی، رویش