شعاع رویش، شعاع جاروکشی، شعاع حرکت قوسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sتورم، باد کردن [روسازی]
انحراف، تغییر مسیر، تغییر جهت، ناگهان تغییر جهت دادن، ناگهان پیچیدن، منحرف شدن، ویراژ دادن
شنا کردن، در آب غوطهور بودن، با شنا عبور کردن، با شنا گذراندن
استخر شنا
استخر شنای سرپوشیده
استخر روباز
تغییر، جهت، چرخش، تغییر موضوع، تاب، نوسان، حرکت، تاب خوردن، در نوسان بودن، حرکت کردن، جا عوض کردن، تغییر موضع دادن، تغییر جهت دادن
زاویه دوران، زاویه گردش (چرخش)
پل گردان
کلید، دکمه، سوییچ، سوزن (راهآهن) جابجایی، تغییر وضع، تغییر، گذر، انتقال، تغییر جهت دادن، خط عوض کردن (راهآهن)
کلید قطع
کلید روشن کردن، سوییچ احتراق
کلید برق تک (ساده)
کلید (برق) دوپل
سوزن، سوزن دوراهی (راهآهن)