سد، آببند، دریاچه پشت سد، آب سد، سد بستن روی، سد ساختن بر، سد کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dخسارت، آسیب، صدمه، لطمه، ضرر، زیان، غرامت، تاوان (حقوق)، خسارت رساندن به، صدمه زدن به، آسیبرساندن به، ضرردادن به
تصادف (صرفاً) خسارتی
موجب خسارت شدن
صدمه (خسارت) ناشی از یخزدگی
خسارت مصالح، خسارت به مصالح
خسارت ناشی از آلودگی، آسیب ناشی از آلودگی
خسارت اموال
خسارت ناشی از لرزش، صدمه ناشی از لرزش
خسارت، صدمه [بیمه]
فرم تعیین خسارت، شکل (حالت) خسارت، نوع صدمه
آسیبرساندن به افراد، خسارت زدن به اشخاص
آسیب (صدمه) به اموال، آسیب مالی، خسارت به اموال، خسارت مالی
آسیب دیده، خسارت دیده [وسیله نقلیه]
خودروی تصادفی، خودروی خسارت دیده
تابلوی آسیب دیده، تابلوی خسارت دیده