سهولت، راحتی، آسانی، روانی، استعداد، آمادگی، توانایی، قابلیت، مهارت، امکانات، تسهیلات، وسیله، امکان
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fتسهیلات اتوبوسرانی
تسهیلات (مربوط به) رانندگان وسایل نقلیه دوچرخ
تسهیلات راه
تسهیلات پُستی
تسهیلات پارک ـ سوار
تسهیلات (مربوط به) عابر پیاده
تسهیلات پایانه (ترمینال)
تسهیلات حملونقل
تسهیلات (مربوط به) کاربر
سنگریز حفاظتی، پوشش حفاظتی
نمای تابلو
نمای سنگی [پل]
نما [تونل]
نسخه، کپی، رونوشت، پست تصویری، فکس، دورنگار
امر واقع، واقعیت، حقیقت، امر مسلم، واقعه، حادثه، جرم (حقوق)