دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۴۱ مدخل · حرف G
پاک کردن فیلترها ×

بازی، مسابقه، حیله، ترفند، حیوان (مناسب شکار)، ماهی (برای صید)، گوشت شکار، وابسته به شکار، شکاری، بازی کردن

گذرگاه، تخته‌پل، پل گذر

توضیح تکمیلی

(برای سوار و پیاده شدن مسافران به کشتی)