هالید فلزی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hلامپ هالوژن
لامپ هالوژن فلزی
تالار، سالن، عمارت، ناهارخوری، غذا خوری (در بریتانیا، دانشگاه)، خوابگاه، هال، راهرو، سرسرا، کریدور
ساختمان شهرداری
ساختمان بخشداری، ساختمان فرمانداری
ساختمان بازار (سرپوشیده)
ساختمان شهرداری
کوی دانشگاه، خوابگاه دانشجویی
هالوژن، عنصر نمکزا
لامپ هالوژن
دهکده کوچک، کلات، آبادی
چکش، پتک، کوبه، با چکش زدن، چکشکاری کردن، به شدت خوردن، کوبیدن (باران و غیره)
چکش کلنگ، ابزار دوسره
توضیح تکمیلی
(وسیلهای که یک سر آن چکش و سر دیگر کلنگ است.)
چکش پروژکتور
دست، اختیار، مسؤولیت، تملک، دخالت، شرکت، سهم، توانایی، مهارت، استادی، عقربه (ساعت)، طرف، سمت، جانب، دست دادن، کمک کردن