دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۰۰ مدخل · حرف I
پاک کردن فیلترها ×

خیلی سرد، بسیار سرد (هوا، باد)، پوشیده از یخ، یخ‌بسته، یخ‌زده (جاده، زمین)

بیکار (شخص)، بلااستفاده (دستگاه)، بیهوده، بی‌فایده، بی‌ارزش، بی‌معنی، بی‌پایه، بیکار گشتن، خلاص کار کردن، درجا کار کردن (موتور، دستگاه)

آتش‌زدن، مشتعل کردن، محترق ساختن، روشن کردن، آتش گرفتن، مشتعل شدن، محترق شدن