شرح وظایف، شرح خدمات
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱۶۲ مدخل · حرف Jکارگاه (ساختمانی)
اتصال لب به لب نر و مادگی
متصل شده به راه، پیوستن به راه
تیرک ارتباطی، تیر اتصالی
مفصل، لولا، اتصال، درز (ساختمان)، درزه (سنگ)، گره (سازه)، بند (بنایی)، مشترک، بست زدن، اتصال دادن، به هم متصل کردن
اتصال شکستنی [تیر روشنایی]
درز مدفون [پل]
بند کاردان، قفل کاردان (خودرو)
درز انبساط شانهای
درز اجرایی، درز ساختمانی (بتن)
درز انقباض
درز پایان بتنریزی روزانه
اتصال زبانهای، اتصال دوبل، درز میلهدار (بتن مسلح)
درز انبساط
اتصال انگشتی [اصطلاح آمریکایی]