عدم تعادل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف Lعدم نگهداری، فقدان نگهداری
لاک و الکل
پر کردن، انباشتن، بار کردن، بارگیری کردن
بار کردن، بارگیری، بار، محموله، کالای بار شده
تأخیر، فاصله، لقیگیر (تکیهگاه)، کند پیش رفتن، آهسته حرکت کردن، یواش رفتن، عقب ماندن، عایق کردن، عایقبندی کردن
تأخیر زمانی
زمان تأخیر (چراغ راهنما)
عایق شکلدار (عایق حرارتی)، داربست تاقزنی، چوببندی، تختهبندی (چوببست قوس، جدار گودبرداری)، عایقبندی، تعویق، به تأخیر افتاده (عمل، کار)
گردش به چپ به تأخیر افتاده
توضیح تکمیلی
(عبارت است از یک دور چراغ راهنما که حق تقدم را ابتدا به ترافیک مستقیم و سپس به ترافیک چپگرد میدهد.)
تالاب، مرداب، دریاچه کمعمق
شیره، کف (بتن)
رو زدن شیره بتن
دریاچه، رنگیزه رسوبی
دریاچه قیر
توضیح تکمیلی
(قیری که در ذخایر مشخص سطحی زمین بافت میشود.)
ماسه رودخانهای، ماسه گرد (مصالحشناسی)