رادار، راداری، (مربوط به) رادار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rرادار هشداردهنده، تصادم
رادار سرعتسنج
رادار دستی، رادار تفنگی
توضیح تکمیلی
(برای سنجش سرعت وسایل نقلیه)
کنترل سرعت به وسیله رادار
رادار سرعتسنج
شعاعی، پرتوی، ستارهای
لاستیک رادیال
جریان شعاعی (هیدرولیک)
راه شعاعی
انقباض شعاعی (چوب)
تنش شعاعی (سازه)
لاستیک رادیال
رادیان
توضیح تکمیلی
(یکان زاویه برابر با 29/57 درجه )
تابان، تابنده، تشعشع، تابناک، درخشنده، درخشان، پر تلألؤ، باطراوت، بشاش، تابشی (فیزیک)
بازده تابشی [روشنایی]