فرورفتگی (بریدگی) ایستگاه اتوبوس، عقب رفتگی محل ایستگاه اتوبوس، پهلوگاه ایستگاه اتوبوس
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bسکوی بارگیری
سکوی علامتگذاری شده
محل توقف، مکان توقف، جایگاه پارکینگ
محل عبور
توضیح تکمیلی
بخش عریضتر یک راه باریک که وسایل نقلیه کندرو در آن توقف میکنند تا به وسایل نقلیه پشت سر امکان عبور دهند
محل عبور لوله، معبر لوله
سکوی ویژه معلولین، سکوی مختص معلولان
سیار بودن، در حال حرکت بودن
ساحل، کنار دریا
علامت، علامت خطر، چراغ خطر، چراغ دریایی، برج دیدهبانی، چراغ عابر پیاده (در بریتانیا)
علامت خطر چشمکزن
فرستنده رادیویی
چراغ دریایی
گوی شیشهای، گلاسبید
توضیح تکمیلی
(گویهای ریز شیشهای مورد استفاده در رنگهای ترافیکی برای بازتابش نور)
تیر بنکلمن
تیر یک سر آزاد، تیر طرهای