تأخیر شروع (چراغ راهنمایی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dتأخیر وسیله نقلیه
دیرکرد پرداخت، تأخیر در پرداخت
به حداقل رساندن دیرکرد، حداقلسازی تأخیر
تأخیر در کاربرد
جریمه تأخیر، جریمه دیرکرد
پیشبینی تأخیر
مطالعه تأخیر
مدت زمان تأخیر
(موج) سبز تأخیری (چراغ راهنمایی)
نماینده، وکیل، مأمور، فرستاده، به نمایندگی فرستادن، نماینده کردن، تفویض کردن، محول کردن، واگذار کردن
نمایندگی، وکالت، نیابت، واگذاری، تفویض
واگذاری اختیار، تفویض اختیار، تفویض قدرت
حذف کردن، پاک کردن
بررسی، تأمل، سنجش، کنکاش، مشورت، شور
ترسیم، رسم نمای کلی، مشخص کردن، بازنمایی، تصویر، توصیف، تشریح