انتشار مونواکسید کربن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eانتشار نور، پخش نور
انتشار دود
بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، پراکندن، صادر کردن، ساطع کردن، فرستادن، پخش کردن، منتشر کردن
جریان پخش شده
نور پخش شده
پخشکننده، ساطعکننده، فرستنده
تجربی، مبتنی بر تجربه، مشاهدهای
مطالعه تجربی، بررسی تجربی
کارمند، حقوقبگیر، مستخدم
پارکینگ ویژه کارکنان
مالیات حقوق (مالیات بر حقوق کارمندان)
کارفرما، صاحب کار
مالیات کارفرما
استخدام، اشتغال، کار، شغل، پیشه، حرفه
بکارگیری، استفاده [از چیزی]