ضایعات صنعتی، پساب صنعتی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iفاضلاب صنعتی
آبرسانی صنعتی
منطقه صنعتی
صنعتگر، صاحب صنعت، کارخانهدار، طرفدار صنعتمداری، صنعتمدار
صنعتی کردن، صنعتی شدن
کشور صنعتی
صنعت، صنایع، صاحبان صنایع
صنعت نفت
بیتأثیر، بینتیجه، بیاثر، بیحاصل، ناتوان، نالایق
بیهوده، بیهیچ اثری، بدون نتیجه
بینتیجه بودن، بیاثر بودن، بیحاصلی، بیهودگی، ناتوانی، بیلیاقتی
بیتأثیری، بیاثری، بیفایدگی، مؤثر نبودن، عدم کفایت
ناکارآیی، بیکفایتی، عدم کارایی، بازدهی کم، بیثمری، بیحاصلی
نابرابری، عدم تساوی، اختلاف، بیعدالتی، ناهمواری، پستی و بلندی
اینرسی، ماند، ماندگری، لختی