قابل عرضه، عرضه کردنی، باب روز، آنچه که بازار دارد
توضیح تکمیلی
(کالا)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
قابل عرضه، عرضه کردنی، باب روز، آنچه که بازار دارد
(کالا)
کالای قابل دادوستد، کالای قابل فروش
بازاریابی، خریدوفروش، دادوستد، عرضه به بازار
خطکشی ترموپلاستیک، خطکشی گرمانرم
خطکشی به صورت فلش
(روی سطح راه با رنگ)
علامتگذاری روی جاده، خطکشی سوارهرو
خطکشی خط محوری
خطکشی حاشیهای
خطکشی پاکشده
خطکشی قدیمی
خطکشی هاشورخورده
خطکشی خطر
(نشان دادن محدوده خطر به وسیله خطکشی)
خطکشی به روش اسپری داغ، خطکشی داغپاش
خطکشی ممنوعیت توقف
(علایم خطکشی روی جدول، نشاندهنده محدودیت پارک وسایل نقلیه)
خطکشی طولی
خطکشی پیشساخته راه