اپراتور تاکسی، راننده تاکسی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oجایگاه اپراتور، محل استقرار اپراتور، سکوی اپراتور
عقیده، نظر، رأی، فکر، باور، عقیده عمومی، عقاید، افکار عمومی، نظر کارشناسی
نظر کارشناسی
اظهار عقیده، ابراز عقیده
نظرسنجی، نظرخواهی، سنجش افکار
بررسی عقاید، سنجش افکار
فرصت، موقعیت، مجال
هزینه فرصت
توضیح تکمیلی
بازدهی که موسسه ، در صورت سرمایه گذاری پول در غیر کسب و کار خود ، از دست می دهد.
هزینه فرصت سرمایهای
مدل فرصت، مدل موقعیتی
مخالفت کردن، رویارویی کردن، اعتراض کردن، رقابت کردن، مقابله کردن
مخالف متضاد
حرکت گردشی جریان مخالف
مقابل، روبرو، طرف مقابل
حجم ترافیک خط عبوری مقابل