سرعت، شتاب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف Vسرعت برخورد
سرعت نور
به فروش گذاشتن، فروختن
ماشین سکهای، دستگاه سکهای، ماشین فروش خودکار (روزنامه، نوشابه و ...)
فروشنده، دستفروش
تهویه کردن، هوا را عوض کردن، هواکش گذاشتن، هوا دادن، در معرض هوای آزاد قرار دادن
تهویه، عوض کردن هوا، دستگاه تهویه، هواساز، هواکش
تهویه طولی (تونل)
تهویه طبیعی
تهویه نیمهعرضی (تونل)
تهویه عرضی
مجرای تهویه
دستگاه تهویه
بادگیر، برج هواگیر
دستگاه تهویه، هواکش، دستگاه هواکش، دستگاه هواساز